کند و کاوی در «ولنگاری‌فرهنگی» و بایسته‌های آن

کند و کاوی در «ولنگاری‌فرهنگی» و بایسته‌های آن
تاریخ:            تعداد بازدید: 216                    

مقام معظم رهبری در دیدار اخیر خود با نمایندگان مجلس دهم، فرمودند: «بنده در مسئله فرهنگ، احساس یک ولنگاری و بی‌اهتمامی در دستگاه‌های فرهنگی می‌کنم»

بررسی اجمالی صنایع فرهنگی در کشور، نشان می‌دهد محصولات فرهنگی در بازار در زمینه­ های محتوایی و اقتصادی، وضعیت مطلوبی ندارند. غالب آثار و محصولات فرهنگی مانند فیلم، انیمیشن، بازی­های رایانه‌ای، برنامه­‌های تلفن همراه و ... تولید کشورهای خارجی و اغلب غربی هستند.

از بعد محتوایی، این محصولات، محتوایی که مطلوب کشورهای غربی است را پیش برده و از لحاظ فرهنگی دارای ضرر و زیان­های بسیاری برای جامعه است. از بعد اقتصادی نیز می توان به فرصت سوزی در زمینه اشتغال­زایی و درآمدزایی و ارزآوری از این صنایع اشاره نمود. در مورد محصولات فرهنگی خارجی که در ایران فروخته می شود نیز باید گفت که بیشتر سود آن، نصیب توزیع­کنندگانی می­شود که اکثرا به صورت غیررسمی فعالیت می­کنند و کنترل و نظارتی بر آنها وجود ندارد.

در صنعت سینما، در سال گذشته حدود 130 میلیارد تومان از بودجه دولت، تنها صرف تولید فیلم­های سینمایی شده است. (این مبلغ به غیر هزینه‌های ستادی وزارت ارشاد و نهادهای دیگر از جمله برگزاری جشنواره ها و همایش هایی است که سالانه در حوزه سینما در کشور انجام می شود.) در حالی که تنها 50 میلیارد تومان بلیط سینما به فروش رفته­‌است. طبیعتا سهم دولت از درآمد 50 میلیاردی سینما شاید کمتر از نصف این مبلغ باشد. بر این اساس سینما در ایران بر خلاف غرب یک صنعت کاملا ورشکسته است. از سوی دیگر فیلم‌های تولید شده فعلی نیز عموما در راستای اهداف و ارزشهای نظام و مردم نبوده و این صنعت حتی نتوانسته اهداف فرهنگی خود را نیز محقق سازد. به همین خاطر است که حدود 95 درصد شهرهای کشور حتی یک سالن سینما نیز ندارند!

تولید بازی­های رایانه­ای نیز در حال حاضر در بازار داخل کشور سودآوری پایینی دارد. بازار داخلی بازی­‌های رایانه­ای به علت عدم وجود قانون کپی رایت در انحصار بازی­های خارجی می باشد. به همین خاطر اکثر بازی­های رایانه­ای تولیدشده در داخل کشور با هدف فروش در بازار خارج از کشور تولید می­‌شود. در حالی که برای تولید یکی از موفق­ترین بازی­های رایانه­ای داخلی نزدیک یک میلیارد تومان سرمایه گذاری شده­‌است، تنها حدود 500 میلیون تومان در داخل به فروش رفته ­است. چرا که به طور مثال یک بازی رایانه­‌ای خارجی که 200 میلیون دلار  یعنی بیش از 700 میلیارد تومان صرف تولید آن شده ­است و در خارج از کشور به مبلغ 60 دلار فروخته می­‌شود، در ایران به دلیل عدم وجود قانون کپ‌ی­رایت، به قیمت کمتر از ده هزار تومان فروخته می­‌شود. که این مبلغ هم­‌قیمت بازی­های رایانه­ای داخلی است که معمولا کمتر از یک میلیارد تومان برای تولید آن­ها هزینه می­شود. واضح است که خریدار به علت کیفیت به مراتب بالاتر محصولات خارجی به سمت این محصولات گرایش پیدا می­کنند. همان­طور که اگر تعرفه­‌های گمرکی واردات خودرو­های خارجی نبود، شاید کمتر کسی خودرو ایرانی را خریداری می­کرد. در صنعت بازی این موضوع دقیقا برعکس صنعت خودرو است؛ یعنی این بازی‌ها به جای اینکه با قیمت بیشتری نسبت به خارج از کشور در داخل فروخته شود، با قیمت بسیار کمتری در داخل به فروش می رسد.

در صنعت انیمیشن نیز وضعیت به همین شکل است. بازار شبکه خانگی در انحصار تولیدات آمریکائی است. انیمیشن­‌های تولیدشده در کشور نیز به جز موارد و استثنائاتی چون «شاهزاده روم» سودآور نیستند.

یکی از دلایل بودجه مورد استفاده برای تولید محصولات فرهنگی است که هزینه داخلی قابل مقایسه با بودجه های خارجی نیست و این موضوع باعث می­شود که تیم داخلی ضعیف­تر به ساخت محصولات فرهنگی در کشور بپردازند. طبیعتا کیفیت کارهای تولید شده داخلی پایین­تر خواهد بود.

متاسفانه استاندارد جامع و فراگیری در مورد ارزیابی صنایع و محصولات فرهنگی موجود نیست. به این خاطر شاخص­‌های ارزیابی مناسبی جهت مطابقت این محصولات با معیارها و شاخص­های فرهنگ اصیل ایرانی و اسلامی، وجود ندارد. 

ابتدا و پیش از شروع هر کار فرهنگی آثار و طرح ها از لحاظ محتوایی بررسی شود تا از آثار فرهنگی هم­‌راستا با ارزش­های اسلامی و ایرانی حمایت صورت بگیرد.  و در مرحله بعدی باید بررسی شود هرکدام از محصولات فرهنگی چه بازاری در داخل و یا خارج از کشور دارند؟ مخاطبان آثار چه کسانی هستند؟ و چگونه می­‌توان بازار مناسب را برای آن­ها ایجاد نمود؟ 

سومین مرحله ارزیابی فنی محصولات فرهنگی است و اینکه آیا توان فنی تولید صنایع فرهنگی و فناوری­های مورد نیاز برای این کار در تیمی که قرار است از آنها حمایت شود، وجود دارد؟ چه قابلیت های فنی و تکنولوژی هایی برای تولید محصولات مورد نیاز است؟ و در انتها تجاری سازی طرح است.

بی توجهی مدیران فرهنگی به نیاز فرهنگی مردم و بازار در تولیدات

متاسفانه سازوکار شفاف و نظام­‌مند در زمینه حمایت­های مالی نهادهای حاکمیتی وجود ندارد و مشکلاتی از قبیل زدوبندها در حمایت مالی از آثار فرهنگی مشهود است.

حمایت‌ها بعضا مدیرمحور هستند و نه سازوکارمحور و نظام­مند. یعنی ملاک حمایت‌ها بر اساس نظرات مدیران و به صورت سلیقه‌ای است و سازوکار و الگوی فرآیندی مناسبی برای این حمایت ها وجود ندارد. بسیاری از مدیران برای بالا رفتن بیلان کاری خود به دنبال پروژه­های زودبازده هستند که در زمان مدیریت آنها به بهره­‌برداری برسد حتی اگر این نگاه کوتاه­‌مدت باعث زیان رسیدن به صنایع فرهنگی کشور شود.

متاسفانه نهادهای حاکمیتی در حمایت­های مالی خود به بازگشت سرمایه در عرصه سرمایه­‌گذاری صنایع فرهنگی بی­‌تفاوتند و از این رو مبالغ هنگفتی از سرمایه به هدر می‌رود.

بسیاری از مدیران تنها به خواسته­‌ها و تمایلات خود در سرمایه­‌گذاری فرهنگی عمل کرده و متاسفانه به بازار و نیازهای مردم در این زمینه بی­‌توجه­اند.

معمولا مسئولان در خصوص بودجه­‌های هزینه شده در حوزه صنایع فرهنگی پاسخ­گو نیستند و مسئولیت چرایی و نحوه هزینه­ کرد در مورد بسیاری از محصولات صنایع فرهنگی را نمی­‌پذیرند.

چه راهکارهایی برای حل این مسائل و مشکلات وجود دارد؟

حمایت­ها باید سازوکار شفاف و نظام­‌مندی داشته باشد. ضمنا باعث افزایش مسئولیت‌پذیری و پاسخگوئی مدیر نهاد حمایت کننده شود. مدل های گوناگون تامین مالی وجود دارد. از جمله مشارکت در تولید، اعطای انواع وام، سفارش­‌دهی تولید، خرید محصول، سرمایه­‌گذاری جمعی (Crowd Funding)، سرمایه­‌گذاری ریسک­‌پذیر (Venture Capital) و ... که بسته به نهاد حامی پروژه و نوع محصول، می­توان یکی از این راه­ها را انتخاب کرد.

 

منبع: فارس



برچسب ها :