جاذبه های گردشگری استان قزوین

استان قزوین
تاریخ:            تعداد بازدید: 205                    

قزوین

مرکز استان: قزوین

تاریخ تاسیس: 1376

مساحت: ۱۵٬۵۶۷ کیلومتر مربع

استان قزوین در بخش شمال غربی کشور ایران واقع شده است. مساحت این استان حدود ۱۵٬۸۲۰ کیلومتر مربع است و با استانهای مازندران، گیلان، همدان، زنجان،مرکزی و البرز همسایه است.

جمعیت استان قزوین طبق آمار سال ۱۳۸۵ برابر ۱٫۱ میلیون نفر است که از این تعداد ۳۵۰٬۰۰۰ نفر ساکن شهر قزوین هستند.
استان قزوین از استانهای تاریخی ایران بوده و آثار باستانی زیادی را در خود جای داده است به طوری که ۱۱ درصد از آثار تاریخی ملی ثبت شده کشور در استان قزوین قرار دارد و از این نظر رتبه اول را در ایران دارد.

استان قزوین یکی از مناطق عمده تولید فندق، پسته، زغال اخته (درخت)، انگور و کشمش در ایران است.

این استان، بر پایه واپسین تقسیمات کشوری، دارای ۶ شهرستان، ۱۹ بخش، ۲۵ شهر، ۴۶ دهستان و ۱۵۴۷ روستا است.

 


فهرست جاذبه های گردشگری، جاهای دیدنی، اماکن مقدس و مذهبی، و امکانات توریستی و تفریحی شهرهای استان قزوین به شرح زیر در آریا زمین در دسترس می باشد:

شهر آبیک، شهر البرز، شهر الوند، شهر آوج، شهر بویین زهرا، شهر تاکستان، شهر رودبار الموت، و شهر قزوین

 

دریاچه اوان

دریاچه اوان - 2دریاچه اوان - 3دریاچه اوان - 5دریاچه اوان - 6

در استان قزوین و در منطقه معروف الموت قرار دارد و از مناطق دیدنی قزوین به شمار می رود که در هر چهار فصل سال ویژگی های منحصر بفردی برای سفر دارد.

دریاچه اوان ۸۹امین اثر طبیعی است که توسط سازمان میراث فرهنگی در ۲۰ بهمن ۱۳۸۹ در فهرست میراث طبیعی ایران قرار گرفت.

آب این دریاچه تنها از آب چشمه های کوچک زیرزمینی تغذیه می شود. عمیقترین بخش آن که توسط یک تیم غواصی در ۱۸ مرداد ماه سال ۹۲ با استفاده از دو دستگاه دایو کامپیوتر سوانتو اندازه گیری شده است ۶٫۸ متر با دمای آب ۲۳ درجه سانتیگراد و میدان دید در زیر آب کمتر از یک متر میباشد که در جنوب شرقی آن واقع شده است البته برخی از مردم محلی عمق های متفاوتی را برای این دریاچه عنوان نموده اند که تیم غواصی چنین چیزی را تایید نکرد. بستر دریاچه اوان مملو از لجن و رسوبات ته نشین شده می باشد که حالت چسبندگی بسیاری دارد. از سرریز آب دریاچه نیز رود کوچکی تشکیل میشود که آب آن مورد استفاده کشاورزان روستاهای کوشک و آیین است.

ویژگی های گردشگری دریاچه اوان :

● امکان ماهیگیری (قزل آلای رنگین کمان، اردک ماهی، کپور) و قایقرانی و آبتنی در فصل تابستان

● اسکی سواری بر روی یخ های دریاچه در فصل زمستان

● لذت بردن از دیدن پرندگان مهاجری چون قو، غاز، مرغابی که در فصل پاییز به این مکان مهاجرت میکنند.

مسیر دسترسی :

جهت دسترسی از تهران در مسیر اتوبان تهران-قزوین حرکت نموده و در انتهای اتوبان و چند کیلومتر قبل از قزوین ( 2 کیلومتر بعد از عوارضی قزوین ) مسیر فرعی سمت راست اتوبان که با تابلو "الموت" نشان داده شده است را ادامه دهید. پس از طی مسافت تقریبی40 کیلومتری به رجایی دشت میرسید، از رجایی دشت مسیر دریاچه را حدود 20 کیلومتر ادامه دهید و سپس وارد راه آسفالت سمت چپ جاده که با تابلو مشخص شده شوید.

چشم انداز دریاچه اوان بسیار بسیار زیباست و یکی از زیباترین مناطق ایران به شمار میرود.

 

قلعه الموت

ایران - 4ایران - 5ایران - 6ایران - 8ایران - 9ایران - 10

قلعه الموت یکی از قلعه های منحصر به فرد تاریخی در ایران است. دژ الموت در شمال شرقی روستای گازرخان ( قصر خان ) و بر فراز صخره ای به ارتفاع ۲۱۶۳ متر از سطح دریا که بلندی صخره از زمین های پیرامون خود ۲۰۰ متر و گستره دژ ۲۰۰۰۰۰ متر مربع می باشد، قرار دارد. این کوه از نرمه گردن (میانه نرمه لات و گرمارود ) شروع شده و به طرف مغرب ادامه پیدا کرده است. صخره های پیرامون قلعه که رنگ سرخ و خاکستری دارند، در جهت شمال شرقی به جنوب غربی کشیده شده اند. پیرامون دژ از هر چهار سو پرتگاه است و تنها راه ورود به قلعه در انتهای ضلع شمال شرقی است که کوه هودکان با فاصله ای نسبتا زیاد بر آن مشرف است. این قلعه یکی ازجاذبه های گردشگری الموت محسوب می شود.

حاکمیت قلعه

حمدالله مستوفی درباره ی این قلعه گفته است که این بنا به دست «داعی الحق حسن بن زید الباقر» بنا شده است. حسن صباح در سال ۴۸۶ هجری قمری این قلعه را تصرف کرد و اکنون دژ به نام دژ حسن صباح نیز نامیده می شود. عمده شهرت دژ به علت فعالیتهای نظامی-امنیتی حسن صباح در آن بوده است.

معماری قلعه

قلعه الموت را مردم محل « قلعه حسن » می نامند. این قلعه از دو بخش غربی و شرقی تشکیل شده است. قسمت باختری که دارای ارتفاع بیش تری است به نام  جورقلا (یعنی قلعه بالا) و پیلاقلا (یعنی قلعه بزرگ) خوانده می شود. طول قلعه حدود صد و بیست متر و عرض آن در نقاط مختلف بین ده تا سی و پنج متر متغیر است. دیوار شرقی قلعه بالا یا قلعه بزرگ که از سنگ و ملاط گچ ساخته شده است، کم تر از سایر قسمت ها آسیب دیده است. طول آن حدود ده متر و ارتفاع آن بین چهار تا پنج متر است. در طرف جنوب، در داخل صخره اتاقی کنده شده که محل نگهبانی بوده است. در جانب شرقی این اتاق، دیواری به ارتفاع دو متر وجود دارد که پی آن در سنگ کنده شده و پشت کار آن نیز از سنگ گچ بنا شده است و نمای آن از آجر می باشد. در جانب شمال غربی قلعه بالا نیز دو اتاق در داخل سنگ کوه کنده اند.

در اتاق اول، چاله آب کوچکی قرار دارد که اگر آب آن را کاملا تخلیله بکنند، دوباره پرآب می شود. احتمال می دهند که این چاله با حوض جنوبی ارتباط داشته باشد. در پای این اتاق، دیوار شمالی قلعه به طول دوازده متر و پهنای یک متر قرار دارد که از سطح قلعه پایین تر واقع شده است و پرتگاه مخوفی دارد. در جانب جنوب غربی این قسمت قلعه، حوضی به طول هشت متر و عرض پنج متر در سنگ کنده اند که هنوز هم بر اثر بارندگی های زمستان و بهار پر از آب می شود. در کنج جنوب غربی این حوض، درخت تاک کهن سالی که هم چنان سبز و شاداب است، جلب توجه می کند. اهالی محل معتقدند که آن را «حسن صباح» کاشته است.این قسمت از قلعه، به احتمال زیاد، همان محلی است که حسن صباح مدت سی و پنج سال در آن اقامت داشته و پیروان خود را رهبری می نموده است.

در جانب شرقی قلعه، پاسداران قلعه و افراد خانواده های آنها ساکن بوده اند. در حال حاضر، آثار کمی از دیوار جنوبی این قسمت باقی مانده است. در جانب شمال این دیواره، ده آخور برای چارپایان، در داخل سنگ کوه کنده شده است. گذشته از آثار دیوار جنوبی، دیوار غربی این قسمت به ارتفاع دو متر هم چنان پابرجاست؛ ولی از دیوار شرقی اثری دیده نمی شود. در این سمت، سه آب انبار کوچک در دل سنگ کنده اند و چند اتاق نیز در سنگ ساخته شده که در حال حاضر ویران شده اند. بین دو قسمت قلعه، یعنی قلعه بالا و پایین، میدانگاهی قرار دارد که بر گرداگرد آن، دیواری محوطه قلعه را به دو قسمت تقسیم کرده است. در حال حاضر، در میان میدان آثار فراوانی به صورت توده های سنگ و خاک مشاهده می شود که بی شک باقی مانده بناها و ساختمان های فراوانی است که در این محل وجود داشته و ویران گشته اند.

به طور کلی باید گفت، قلعه الموت که دو قلعه بالا و پایین را در بر می گیرد، به صورت بنای سترگی بر فراز صخره ای سنگی بنا شده و دیوارهای چهارگانه آن به تبعیت  از شکل و وضع صخره ها ساخته شده اند؛ از این رو عرض آن به خصوص در قسمت های مختلف فرق می کند. از برج های قلعه، سه برج گوشه های شمالی و جنوبی و شرقی هم چنان برپای اند و برج گوشه شرقی آن سالم تر است. دروازه و تنها راه ورود به قلعه در انتهای ضلع شمال شرقی قرار دارد. مدخل راه منتهی به دروازه، از پای برج شرقی است و چند متر پایین تر از آن واقع شده است. در این محل، تونلی به موازات ضلع جنوب شرقی قلعه به طول شش متر و عرض دو متر و ارتفاع دو متر در دل سنگ های کوه کنده شده است. با گذشتن از این تونل، برج جنوبی قلعه و دیوار جنوب غربی آن، که روی شیب تخته سنگ ساخته شده است، نمایان می گردد.

این دیوار بر دشت وسیع گازرخان که در جنوب قلعه قرار دارد، مشرف است؛ به نحوی که دره الموت رود از آن دیده می شود. راه ورود به قلعه با گذشتن از کنار برج شرقی و پای ضلع جنوب شرقی، به طرف برج شمالی می رود. از آنجا که راه ورود آن در امتداد دیوار، میان دو برج شمالی و شرقی، واقع شده است استحکامات این قسمت، از سایر قسمت ها مفصل تر است و آثار برج های کوچک تری در فاصله دو برج مزبور دیده می شود. دیوارهای اطراف قلعه و برج ها، در همه جا، دارای یک دیوار پشت بندی است که هشت متر ارتفاع دارد و به موازات دیوار اصلی بنا شده است و ضخامت آن به دو متر می رسد. از آنجا که در تمام طول سال، گروه زیادی در قلعه سکونت داشته و به آب بسیار نیاز داشته اند، سازندگان قلعه با هنرمندی خاصی اقدام به ساخت آب انبارهایی کرده اند و به کمک آب روهایی که در دل سنگ کنده اند، از فاصله دور، آب را بر این آب انبارها سوار می نموده اند.

در پای کوه الموت ، در گوشه شمال شرقی، غار کوچکی که از آب رو مجراهای قلعه بوده، دیده می شود. آب قلعه از « چشمه کلدر » که در دامنه کوه شمال قلعه قرار دارد، تامین می شده است. مصالح قسمت های مختلف قلعه، سنگ (از سنگ کوه های اطراف)، ملات گچ، آجر، کاشی و تنپوشه هایی سفالی به قطر ۱۰۰ سانتی متر است. آجرهای بنا که مربع شکل و به ضلع بیست و یک سانتی متر و ضخامت پنج سانتی مترند، در روکار بنا به کار برده شده اند. در ساختمان دیوارها، برای نگهداری دیوارها و متصل کردن قسمت های جلو برج ها به قسمت های عقب، در داخل کار، کلاف های چوبی به طور افقی به کار برده اند. از جمله قطعات کوچک کاشی که در ویرانه های قلعه به دست آمده، قطعه ای است به رنگ آبی آسمانی با نقش صورت آدمی که قسمتی از چشم و ابرو و بینی آن کاملا واضح است. امروزه در دامنه جنوبی کوه هودکان که در شمال کوه قلعه الموت واقع شده است، خرابه های بسیاری دیده می شود که نشان می دهد روزگاری بر جای این خرابه ها، ساختمان های بسیاری وجود  داشته است.

در حال حاضر، اهالی محل خرابه های این محوطه را دیلمان ده ، اغوزبن ، خرازرو و زهیرکلفی می نامند. همچنین در سمت غرب قلعه، قبرستانی قدیمی معروف به «اسبه کله چال » وجود دارد که در بالای تپه مجاور آن، بقایای چند کوره آجرپزی نمایان است. در قله کوه هودکان نیز پیه سوزهای سفالین کهن به دست آمده است. سال بنای قلعه الموت در کتاب نزههالقلوب حمدالله مستوفی، دویست و چهل و شش ه.ق ذکر شده که هم زمان با خلافت المتوکل خلیفه عباسی می باشد.

امکانات دفاعی

تنها راه ورود به قلعه الموت در انتهای ضلع شمال شرقی، چند متر پایین تر از برج شرقی دژ واقع شده که کوه هودکان با فاصله نسبتا زیاد بر آن مشرف است. در این محل تونلی در تخته سنگ بریده شده که دارای ۶ متر طول، ۲ متر عرض و ۲ متر ارتفاع است. در دامنه جنوبی کوه قلعه، خندقی به طول تقریبی ۵۰ متر و ۲۲ متر عرض کنده و آنرا از آبی که از داخل قلعه می آمده پر می کرده اند تا هیچ راه نفوذی از آن جبهه متصور نباشد. بر روی دامنه های دیگر نیز هرجا بیم بالا رفتن مهاجمان می رفته خندق هایی کنده شده و دیوار بالایی آنها را مورب برآورده اند تا امکان هر عبوری را محدود نماید.

تخریب قلعه

این قلعه در شوال ۶۵۴ هجری قمری به دستور هلاکو به آتش کشیده و ویران شد و از آن پس به عنوان تبعیدگاه و زندان مورد استفاده قرار گرفت. همچنین از سال ۹۳۰ هجری قمری و ابتدای حکومت شاه طهماسب صفوی تا سال ۱۰۰۶ هجری قمری قلعه کالبدی سالم داشته است.

متاسفانه حفاری هایی که در دوره قاجار برای یافتن گنج در قلعه الموت انجام شده، سبب ویرانی آن شده است.

قلعه الموت به نام های دژ الموت، دژ حسن صباح، قلعه حسن صباح، قلعه حسن، نیز شناخته می شود.

 



برچسب ها :