معارضه جدید با دشمن فرهنگی

سینمای جهان
تاریخ:            تعداد بازدید: 282                    

پس ازحادثه 11سپتامبر 2001م، موج جدیدی از تعارضات فرهنگی و مواجهات نرم در عرصه بین الملل شکل گرفت که پس از آن برنامه های استکبار جهانی به سرکردگی آمریکای جهانخوار و اعوان و انصارش در اقصی نقاط عالم، به منظور مقابله با نفوذ قدرت فرهنگی کشورمان حالتی شتابان به خود گرفت.

به همین منظور چهار منطق؛ نظامی گری نوین، سلطه اقتصادی، نفوذ اطلاعاتی ویکسان سازی ایدئولوژیک، بر محیط امنیتی کشورهای جهان به ویژه کشورهای اسلامی منطقه غرب آسیا سایه افکند و ایران اسلامی نیز که به عنوان هارتلند منطقه و میراث دار تمدن شکوفای اسلامی در سده های گذشته به قدرتی برتر در منطقه تبدیل شده است، در نوک پیکان تهاجمات قرار گرفته و بنابر نظر کارشناسان سیاسی غرب، راه حل از پای درآوردن این نظام ، پیگیری مکانیسم های جنگ نرم با استفاده از تاکتیک های دکترین مهار، نبرد رسانه ای و ساماندهی و پشتیبانی از نافرمانی های مدنی است چراکه دیگر با تحرکات نظامی وجنگ سخت نمی توان این نظام را از پای درآورد.

به همین منظور، برنامه‌ریزی های فراوان و راهبردهای متفاوتی در جهت جامه عمل پوشاندن به اهداف شوم و پلید دشمن طرح ریزی و به مرحله اجرا درآمده است تا از این رهگذر بتوانند از ضریب نفوذ قدرت نرم ایران اسلامی- که درواقع نقش ام القرای جهان اسلام را عهده داراست- کاسته و از گسترش موج عظیم بیداری اسلامی در کشورهایی که تحت نفوذ معنوی ایران قرار دارند جلوگیری به عمل آورده و بیداری انسانی در دیگر نقاط عالم را با شکست مواجه سازند.

با توجه به تأکید فراوان امام خامنه ای مبنی بر مواجه شدن نظام با جنگ نرم، لذا بایستی برای مقابله با این فضای معارضه ای جدید، ضمن آگاه ساختن آحاد جامعه از ماهیت و اهداف عاملان تهدید، نسبت به افزایش توانش فرهنگی مردم، تلاش فراوانی نمود.

 

جنگ نرم و تروریسم سایبری

تروریسم مجموعه اعمال، ابزار و فنونی است که به صورت منظم و سازمان یافته، برای ایجاد احساس ترس دسته جمعی که خشونت وکشتار بی حساب موجد آن است ، به کار برده می شود.

قبل از ظهور اینترنت، واژه تروریسم صرفاً «کشت وکشتار به وسیله بمب گذاری، اسلحه گرم  وسایر سلاح ها و روش های خشونت بار» را در ذهن تداعی می کرد اما امروزه با ورود به عصر فرا مدرن و با گسترش رسانه های نوین و وسایل ارتباط جمعی از قبیل اینترنت و فضاهای چت روم و فروم ها و اخیراً با ورود نرم افزارهای اجتماعی نظیر تلگرام و اینستاگرام، بانوع جدیدی از تروریسم مواجه هستیم که به آن «تروریسم سایبری» اطلاق می شود.

یکی از اهداف اصلی تروریسم نوین در جنگ نرم؛ تغییر در طرز تلقی و آمادگی روانی و تقویت آئین ناهمنوایی جامعه هدف است.

ژرژ گورویچ این مفهوم را این گونه بیان می دارد«مجموعه ها یا هیأت هایی اجتماعی که متضمن آمادگی های روانی، اعمال حاکی از تنفر یا ترجیح، آمادگی قبلی برای انجام عمل و بروز واکنش ها وگرایش هایی برای تقبل نقش های اجتماعی مشخص، یک منش اجتماعی و بالاخره یک چارچوب اجتماعی هستند که در آن، نهادهای اجتماعی تجلی می کنند و مقیاس های خاص ارزشی ، پذیرفته یا طرد می گردند»

تروریسم سایبری

همانگونه که از این تعریف بر می آید، تلاش گسترده دشمن برای ایجاد حالت تنفر از هنجارهای پذیرفته شده و ارزش های موجود اجتماعی و دینی مردم، یکی از اهداف اصلی فعالیتی آن ها می باشد.
ناهمنوایی نیز تنها به معنای نفی هم نوایی نیست بلکه تلاش فراوان در جهت مخالفت با آن نیز می باشد.
هوادار این آئین کسی است که با عادات رایج و جا افتاده، عقاید پذیرفته شده و ارزش های مسلط در یک محیط اجتماعی مخالفت می ورزد و رفتارش منبعث از انگیزه های آگاهانه و مغایر با ویژگی های محیط اجتماعی پیرامون است که آن را قدیمی وکهنه احساس می کند و یا آنکه از واکنش های مبتنی بر خویش مایه می گیرد؛ که ویژگی آن اعتراض به وضع موجود واختلاف رأی است.

به طور کلی فعالان و نظریه پردازان عرصه تروریسم سایبری؛ با هدف قرار دادن آمادگی روانی جامعه و تزریق انگاره های خود بر پیکره و فضای ذهنی مخاطب آماج خود، آنان را افرادی ناهمنوا با ارزشها و هنجارهای پذیرفته شده جامعه بار آورده و از طریق فعالیت و برنامه ریزی منسجم، نظام یافته وسازمان دهی شده، به عادات، عقاید و ارزشهای رایج در جامعه با تمام قدرت حمله می شود که هجمه فراوان به حجاب، احترام به هنجارهای اجتماعی، عفت وحیا، جایگاه معنویات واخلاق مداری در زندگی، اعتقادبه یکتا پرستی ومعاد و...؛ نمونه ای کوچک از این مواجهه جدید می باشد.

به همین منظور راه اندازی سایت ها و وبلاگ های پورنوگرافی، جنسی، عاشقانه و... ، با تمرکز بر عفت زدایی و از بین بردن حیای دینی واجتماعی، ایجاد شبکه های اجتماعی دوست یابی به منظور شکستن قبح ارتباطات نامشروع با جنس مخالف با تمرکز بر جلوه دادن جاذبه های جنسی، فعالیتهای سیاسی ضد نظام به صورت گسترده در شبکه های اجتماعی و هزاران فعالیت ساختار شکن دیگر، نمونه ای کوچک از فعالیت عملیات کنندگان جبهه تروریسم سایبری می باشد.


بازی های رایانه ای و جنگ نرم

جنگ رسانه ای به عنوان یکی از مصادیق و برجسته ترین مؤلفه های جنگ نرم، از اهمیت فوق العاده ای در این عرصه برخوردار است.

بازیهای رایانه ای از جمله رسانه های اثر بخشی هستند که از دوران جنگ سرد ، وارد عرصه رقابت های سیاسی شدند. این رسانه ها به جهات کمی وکیفی، دارای قابلیت های خاص و ویژه است وگاه اثر بخشی ای بیش از رسانه هایی چون سینما وتلویزیون دارد.

 اغلب بازی های رایانه ای که هم اکنون در بازار موجود می باشند، دارای درون مایه هایی بدین شکل می باشند که آمریکا مدینه فاضله ای است که نماد تمدن و پیشرفت معرفی می گردد و به عنوان یگانه بستر صلح و امنیت جهانی، تنها سیستم فرهنگی می باشد که جهانیان را از خطرات گوناگون حفظ خواهد کرد.

امروزه بازی های فراوان رایانه ای با درون مایه های سیاسی، اجتماعی وعقیدتی، توانسته اند تا حدود قابل توجهی اذهان مخاطبان خویش را به تسخیر درآورده و آنان را برده تفکرات سازندگان این آثار سازند.

یکی از بازیهای سیاسی ساخته شده توسط ایالات متحده، حدود یک ماه قبل از انتخابات ریاست جمهوری دهم ایران می باشد.

بازی رایانه ای ضد ایرانی

شرکت آمریکایی- صهیونیستی «پتریلا اینترتیمنت» بازی ای را روانه بازار ساخت که « سقوط احمدی نژاد» نام گرفت. این بازی که دقیقاً یک ماه مانده به انتخابات ریاست جمهوری ایران بر روی سایت این شرکت قرار گرفت و قابل دریافت شد، دارای داستانی بدین شرح بود « این بازی در مرکز ایران رخ می داد و شامل نبرد فرد بازی کننده با نیروهای بسیجی و سپاهی می باشد. نکته حائز اهمیت در این بازی، بروز اغتشاشات خیابانی در تهران است. کاراکتر این بازی، با حضور در خیابان های تهران، نیروهای سپاهی و بسیجی را به قتل می رساند تا از سوی ایالات متحده به عنوان نماد آزادی و آزادی خواهی، مدال افتخار دریافت کند»

از دیگر بازی های سیاسی ساخته شده توسط نظریه پردازان این بخش؛ بازی هایی نظیر نیروی دلتا، جنگ ژنرال ها، طوفان صحرا و... می باشد که هر کدام از آن ها به نوبه خود نقشی  مهم در موجه جلوه دادن حمله به کشورهای مختلف توسط ایالات متحده می باشد.

از سوی دیگر و باتوجه به اینکه ژست آخرالزمانی تمدن رو به زوال لیبرال دموکراسی مشهود است، نظریه پردازان این تمدن، با بسیج تمام توانایی و پتانسیل های خود به سمت تولید آثار و برنامه هایی که درون مایه های آخرالزمانی دارند، سعی می کنند تا رسالت خود که همانا منجی بودن تمدن غربی می باشد را به بهترین نحو انجام دهند.
در این مسیر، بازی های رایانه ای فراوانی با این هدف ساخته شده است که از آنها می توان به اسلحه مرگبار، گروه ضربت و... اشاره کرد که هرکدام سعی دارند بعدی از ابعاد آخرالزمانی مد نظر آمریکایی ها اعم از آخرالزمان تکنولوژیک، طبیعی و... را به تصویر بکشند.

بازی رایانه ای ضد اسلامی

به همین منظور مقابله با این موج عظیم تولیدات رسانه ای به ویژه بازی های رایانه ای، همتی ویژه را می طلبد.

 

سینما و جنگ نرم

صنعت سینما که پس از دوران مدرنیسم، پای به عرصه زندگی مردم نهاد، به عنوان ابزاری برای انتقال فرهنگ ملل و اقوام مختلف، مورد استفاده نظریه پردازان، برنامه ریزان و سیاست گذاران عرصه فرهنگ و سیاست مبدل شد و فرصتی را به وجود آورد تا از آن طریق بتوانند با به تصویر کشاندن فرهنگ خود، عملاً به ترویج و تبلیغ فرهنگ و درون مایه های عقیدتی خود بپردازند که این مسأله توانست به عنوان آلترناتیوی در اجرای برنامه های فرهنگی- سیاسی اندیشه سازان فرهنگی- تمدنی ایفای نقش کند.

در واقع سینما که از آن با عنوان « هنر هفتم» یاد می شود، در مدت کوتاهی توانست جایگاه رفیعی در بین آحاد جامعه انسانی به دست آورد و با پوشش دادن طیف عظیمی از مخاطبین و بینندگان، نقش مهمی در فرآیند انتقال فرهنگی وهنری مورد نظر تولید کنندگان ایفا نماید.

دیگر بر کسی پوشیده نیست که سینما امروزه به عنوان مهمترین دستورالعمل فعالیت مدرن تبلیغاتی دنیا است و هر کشوری سعی دارد با تولیدات و محصولات فرهنگی و هنری خود، غلبه فرهنگ خود بر دیگر جوامع را رقم زند.

نکته مهم در بحث سینما؛ سلطه و غلبه سینمای هالیوود به عنوان امپراطوری رسانه ای جهان و پایتخت سینمای جهان، بر سینماهای سایر ملل است که عملاً هالیوود با حجم انبوه تولیدات خود که از حیث کیفیت نیز دارای بالاترین سطح تولیدی می باشند، امپریالیسم رسانه ای را در جهان رقم زده است.

در واقع کارگردانان وتولیدکنندگان آثار سینمایی هالیوود در مقام کشیش های عالی منصب مذهب صهیونیسم جهانی و مسیحیت صهیونیزم، به ایفای نقش می پردازند و درحقیقت اغلب سیاست های داخلی وبین الملل ایالات متحده را ترسیم می نمایند.

در سال 1982برای نخستین بار بود که « ژاک لانگ» وزیر امور فرهنگی فرانسه در طی سخنرانی هیجان انگیزی، به بحث درباره موضوعی پرداخت که آن را « امپریالیسم  فرهنگی آمریکا» نامید که حکایتگر تسلط همه جانبه سینمای هالیوود بود.

هالیوود

هم چنین «براونینگ» نیز عنوان داشت: «هژمون فرهنگی آمریکا در فیلمهای هالیوود، شوهای تلویزیونی، رستوران های فست فود و برندهای آمریکایی در جهان به صورت غلبه بر فرهنگ سنتی کشورهای دیگر کاملاً مشهود است».
براساس گزارش توسعه بشری یونسکو «آمریکا به عنوان بازیگر مسلط در تجارت فرهنگ، به ویژه فرآورده های دیداری- شنیداری باقی مانده است. ازمیان فیلم هایی که در دنیا پخش می گردد، 85درصد در هالیوود تولید می شود»
این گزارش حکایتگر حقیقتی است که برآن اساس می توان گفت که تسلط کامل هالیوود بر سینمای جهان و ایجاد امپراطوری سینمایی، امری کاملاً مشهود است و هالیوود که در واقع نقش کلیسای نوین را برای تبلیغ « لامذهبی» تمدن غرب ایفا می کند، فرهنگ خود را به صورت کاملاً برنامه ریزی شده و با تسلط فراوان، به اقصی نقاط عالم صادر می کند.

نکته بسیار مهمی که نیازمند اشاره است؛ گزارش سال 2003 گروه مشورتی مجلس نمایندگان آمریکا می باشد.
این گروه که وظیفه بررسی تخصصی و برنامه ریزی بر روی کشورهای مسلمان غرب آسیا را برعهده دارد، هرساله گزارشات کارشناسی خود را به کنگره ارائه می دهد تا از این طریق، برنامه ریزی دقیقی برای اجرایی نمودن برنامه های فرهنگی برعلیه اسلام تدوین گردد.

در این گزارش آمده است:« برای مقابله با مسلمانان و اعراب باید برنامه ریزی به مراتب دقیق تری داشت. آنها را باید با فیلمهای خشن، کمدی های موقعیتی و دیگر سرگرمی های آمریکایی بمباران کرد».

راتنر در این باره اظهار می کند« به واقع تبلیغات، گسترده ترین ومرئی ترین ابزار نفوذ فرهنگی آمریکا محسوب می گردد».

در این میان ایران به عنوان ام القرای جهان اسلام و میراث دار تمدن شکوفای اسلامی، درنوک پیکان توجهات و برنامه ریزی های دشمن به منظور مقابله در جبهه جنگ نرم می باشد که طی چند سال اخیر موج جدیدی از ساخت فیلمهای ضد ایرانی با شتاب فراوان ایجاد شده است که از میان آثار فراوان ساخته شده می توان به فیلم هایی نظیر: بدون دخترم هرگز، اسکندر، خانه ای از شن ومه، سیصد(300)، کشتی گیر، سنگسار ثریا و...اشاره کرد که مؤلفه های فرهنگی – تمدنی وابسته مذهبی ایران را نشانه رفته اند.

به هر روی، دشمنان قسم خورده نظام اسلامی، همواره در حال توطئه و فتنه می باشند تا با جداساختن مردم از میراث های فرهنگی و تمدنی خود، در حاکمیت ایجاد دوگانگی و واگرایی فرهنگی ومذهبی نمایند تا بدین طریق بتوانند فرآیند استحاله فرهنگی، جنگ نرم وبراندازی نرم را رقم زنند.

 

مآخذ:

بوردیو،پی یر. نظریه کنش ، ترجمه مرتضی مردی ها، انتشارات نقش ونگار، چاپ اول1380

نای، جوزف. « قدرت نرم» ، ترجمه محمود عسگری،نشریه راهبرد دفاعی،1383

کالبرایت، جان کنت. آناتومی قدرت، ترجمه محبوبه مهاجر، نشر سروش، 1371

فروغی نیا،حسین. « جهانی شدن، بحران مشروعیت وتأثیر آن بر مدیریت امنیت ملی در کشورهای در حال توسعه»، اطلاعات سیاسی- اقتصادی،شماره 27

ساندرس،فرانسیس استونر. جنگ سرد فرهنگی( ترجمه بنیاد فرهنگی پژوهشی غرب شناسی) تهران: انتشارات غرب شناسی 1382

کرمی ، مسعود. قابلیت های بسیج وسرمایه اجتماعی، مجموعه مقالات قدرت نرم، جلد دوم، پژوهشکده مطالعات وتحقیقات بسیج، 1387

 

منبع: رسا



برچسب ها :