تولید و صادرات فرش دستبافت ایران چه مزایایی دارد؟

فرش دستبافت ایران
تاریخ:            تعداد بازدید: 261                    

نقش و اهمیت موضوع مزیت نسبی در طراحی سیاست های تجاری کشورها و گزینش روندهای مناسب تولید و صادرات کالا ، امری انکارناپذیر است ؛ بطوریکه در حال حاضر بخش عمده ای از مباحثات و مذاکرات بین المللی در زمینه تجارت ، به ارائه راهکارهایی جهت رفع نواقص بازارها و هدایت بازارها به سمت وسوی بهره‌مندی از مزیت نسبی اختصاص یافته است . در این میان عوامل مختلفی در هر یک از مراحل تولید ، صادرات و تقاضای کالا ، مزیت نسبی یک کشور را متأثر می‌سازند و این امر موجب ایجاد تغییر در جایگاه کشورها به لحاظ برخورداری از مزیت نسبی در عرصه بین المللی شده است . این امر ما را بر آن می دارد که نسبت به بررسی مزیت نسبی کالاهای تولیدی – صادراتی در کشور اقدام نمائیم .

هنر-صنعت فرش دستباف از جمله صنایعی است که طی سالهای اخیر شاهد نوسانات شدید در روند تولید و صادرات آن بوده ایم . بر همین اساس تحقیق حاضر سعی دارد ضمن معرفی شاخص های مختلف تعیین مزیت نسبی ، به اندازه گیری مزیت نسبی کشور در زمینه تولید و صدور فرش دستباف و ارزیابی نقش عوامل مؤثر بر آن بپردازیم . به این منظور ، شاخص مزیت نسبی آشکار شده (RCA) جهت محاسبه مزیت نسبی کشور در صادرات فرش دستباف ، شاخص هزینه منابع داخلی (DRC) جهت محاسبه مزیت نسبی کشور در تولید فرش دستباف و کشش قیمتی تابع تقاضای جهانی فرش دستباف ایران به منظور محاسبه مزیت نسبی رقابتی کشور مطمح نظر قرار گرفته اند .

نتایج حاصل از محاسبه شاخص RCA حاکی از آن است که ایران طی سالهای مورد بررسی دارای مزیت نسبی در زمینه صادرات فرش دستباف بوده است (RCA>1) . البته تخمین تابع روند تغییرات شاخص RCA نشان دهنده نوسانات شدید وضعیت مزیت نسبی کشور در زمینه صادرات این کالا می باشد . تخمین کشش قیمتی تابع تقاضای جهانی فرش دستباف ایران ، نمایانگر چسبندگی شدید مقدار تقاضای فرش ایران با قیمت فروش آن در سطح بین المللی است (E>1) . محاسبات انجام شده در خصوص شاخص DRC نیز حکایت از آن دارد که کشور در زمینه تولید فرشهای اعلاباف ۶۰ رج تمام ابریشم در استانهای آذربایجان شرقی و قم و فرشهای معمولی باف ۵۰-۴۵ رج در استانهای اصفهان و خراسان دارای مزیت نسبی و در تولید فرشهای درشت باف ۳۰ رج در استان همدان از عدم مزیت نسبی برخوردار است .

به منظور تحلیل نتایج بدست آمده ، ضمن محاسبه نرخ ارز غایی ، قیمت غایی فروش، ارزش غایی مواد اولیه داخلی و نهاده های قابل تجارت به کار رفته در تولید هر مترمربع فرش دستباف ، اقدام به محاسبه و تحلیل کشش ارزی و قیمتی DRC و همچنین کشش DRC نسبت به تغییرات ارزش مواد اولیه داخلی و ارزش نهاده های قابل تجارت نموده ایم . مهمترین عوامل مؤثر در مزیت نسبی کشور در تولید و صادرات فرش دستباف نیز در قالب سؤالات پرسشنامه های تحقیق و در سطح میدان تحقیق (استانهای آذربایجان شرقی ، قم ، اصفهان ، خراسان و همدان) مورد پرسش قرار گرفته و نتایج بدست آمده با استفاده از نرم افزار spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و با بکارگیری روشهای تحلیل آماری (توصیفی و استنباطی) نسبت به ارزیابی نقش عوامل مذکور بر مزیت نسبی کشور اقدام شده است .


دستیابی به هدف رشد و توسعه اقتصادی ، زمینه ساز تدوین و اجرای راهبردهای مختلف توسعه اقتصادی در کشورهای جهان شده است . . در این میان عملکـرد اقتصـادهای دنبال کننده استراتژی هـای برون نگر در تباین آشکاری با دیگر اقتصادهایی که استراتژی های درون نگر را دنبال کرده اند، قرار گرفته است. به گونه ای که عملکرد صادرات و درجه بازبودن اقتصاد ارتباطی منطقی با رشد در درآمد سـرانه داشته است. بدین ترتیب در تئوری های اقتصادی, جایگاه تجـارت بین الملل به عنوان تجـویزی جهت مهـیا کـردن مقــدمات دستیابی به توسعه اقتصادی ترسیم شده است. لیکن سؤالی اساسی که در این ارتباط باید به دنبال پاسخی برای آن بود آنست که چه چیزی ترکیب کالاها و خدماتی را که یک کشــور صــادر یا وارد خواهد کرد، تعیین می کند. پاســخ این سؤال را باید در شاخصه هایی جست که مزیت نسبی یک کشور را تعیین می کند . آنچنان که از چـارچوب تئوری های اقتصادی قابل استنباط است، تجارت بین الملل بر پایه تولید محصولاتی که کشـورها در آنها مزیت نسبی دارند، منافـع کشـورهای طـرف مبادله را تضـمین می کند. این نظریات از اقتصاددانانی چون آدام اسمیت و ریکاردو تا نظریه پردازان جدیدتر، همگی بر این اصل توافق نظر دارند که در یک شرایط مساعد تجاری، مبادله بین کشـورها براسـاس اصـل مزیت نسبی انگیزه هـای بیشتری را برای فعالیت در بخش های مختلف اقتصادی آنها فراهم آورده و موجب افزایش رفاه اقتصادی در کشورها می گردد.

مروری بر روند صادرات فرش دستباف ایران ، به‌خصوص طی دو دهه اخیر بیانگر نوسانات شدید در صادرات این کالا و به تبع آن نوسان در روند تولیدات فرش در کشور می‌باشد. اگرچه برخی از این مشکلات چه در داخل کشور و چه مشکلات مربوط به بازارهای خارجی منبعث از عواملی همچون تحریم‌های اقتصادی و تجاری، انقلاب، جنگ، خشکسالی و … می‌باشد لیکن عدم توجه به مزیت‌های نسبی در تولید و صادرات فرش دستباف و یا خلق مزیت‌های نسبی در تولید و صادرات این کالا و همچنین درخصوص بازارهای جهانی ، عدم توجه به موضوع مزیت‌های رقابتی و مؤلفه‌های ایجاد برتری در این بازارها با توجه به عملکرد رقبا و سیاست‌های مؤثر دراین‌خصوص، به این موضوع دامن زده است.

بر همین اساس تحقیق حاضر سعی دارد با شناسایی زمینه‌ها و مؤلفه‌های مؤثر بر مزیت نسبی در تولید و صادرات فرش دستباف در کشور ، سیاست های راهبردی مناسب در تولید و صادرات را مبتنی بر شاخص‌های مزیت نسبی و مزیت‌های رقابتی پیشنهاد نماید. این موضوع به خصوص با توجه به ‌آنکه اتخاذ استراتژی جهش صادراتی یکی از محورهای برنامه سوم توسعه درنظر گرفته شده است ، ازجایگاه ویژه ای برخوردار می باشد . بدیهی است که برای غنای هرچه بیشتر تحلیل‌های تحقیق از شاخص‌های آماری، روش‌های کمّی و مدل‌های اقتصادی به منظور سنجش اثر عوامل مؤثر بر مزیت‌های نسبی در تولید و صادرات فرش استفاده می‌گردد.


یکی از محورهای برنامه سوم توسعه، اتخاذ استراتژی جهش صادراتی و جهت بخشیدن تولیدات بسوی نیازهای صادراتی و تقاضای بازار جهانی است. توفیق در این زمینه مستلزم شناخت پتانسیل‌ها و توانمندی‌های کشور در امر تولید و صادرات می‌باشد و بدین منظور نیازمند بررسی و تعیین مزیت نسبی محصولات در تولید و صادرات می‌باشیم. فرش دستباف نیز به عنوان یکی از ارزآورترین کالاهای صادراتی همواره مطمح‌نظر سیاستگذاران است، مع‌‌الوصف صدور بی‌رویه فرش بدون توجه به پتانسیلهای تولید فرش در کشور و به گونه‌ای نامتناسب با تقاضای بازار جهانی موجب تنزل سهم ایران در بازارهای جهانی شده است. مقایسه سهم کشورهای عمده صادرکننده فرش دستباف در تجارت جهانی این کالا مؤید آن است که سهم ایران از ۴۱ درصد در سال ۱۹۷۶ به ۳۰ درصد در سال ۱۹۹۸ کاهش یافته است ، در حالیکه طی دوره مذکور سهم اکثر کشورهای رقیب افزایش داشته است . بطوری که سهم کشور هند در بازار جهانی فرش از ۹/۴ درصد به ۷/۲۲ درصد، سهم چین از ۹/۴ درصد به ۱۱ درصد ، سهم نپال از ۵ درصد به ۵/۱۱ درصد و سهم ترکیه از ۷/۳ درصد به ۷ درصد افزایش یافته است.

این در حالی است که صادرات فرش دستباف نه تنها از جنبه صادراتی و ارزآوری اهمیت غیرقابل انکاری دارد ، بلکه همچنین نقش با اهمیتی در ایجاد اشتغال دارد. به طور کلی می‌توان گفت که فرش دستباف جزء آن دسته از تولیدات است که تلفیق هنر و صنعت را توأم دارد و دارای مشخصه‌های خاصی است که عمدتاً عبارتند از:

۱- قسمت عمده مواد مصرفی و عوامل تولید فرش دستباف داخلی است.
۲- با حداقل سرمایه‌گذاری قابلیت تولید دارد.
۳- امکان توسعه و ترویج آن به سهولت فراهم می‌گردد.
۴- در مقایسه با سایر صنایع کوچک و متوسط از ارزش افزوده بالاتری برخوردار است.
۵- بسیاری از اقلام و مواد اولیه در تولید فرش از جمله پشم و ابریشم از تولیدات بخش کشاورزی و دامپروری بوده که به تنهایی امکان و یا قابلیت صادراتی برای آنها فراهم نیست ، در حالی که با متجلی شدن این عوامل تولید در یک محصول نهایی به نام فرش دستباف با ایجاد ارزش افزوده ، زمینه‌های خلق مزیت نسبی در صادرات فراهم می‌گردد.
۶- اکثر بافندگان فرش در مناطق روستایی از شاغلین بخش کشاورزی هستند که بافت فرش به عنوان شغل جانبی آنها محسوب می‌گردد . وجود شرایط مناسب برای تولید فرش ، امکان پایبندی آنها به روستا و در نتیجه کاهش مهاجرت و ایجاد حلقه‌های منطقی بین تولید فرش و تولیدات بخش کشاورزی را فراهم می‌سازد.

بنابراین دستیابی به اهداف برنامه و تدوین یک استراتژی بلندمدت برای تولید و صدور فرش تنها با شناخت توانمندیهای تولیدی و صادراتی کشور محقق می‌شود و این امر انجام پژوهش فراگیر و جامع به منظور بررسی مزیت نسبی در تولید و صادرات فرش دستباف کشور را ضروری می نماید.



برچسب ها :